یادم نره ، یادت نره
دخترم مستقل شده :
زینب توی 2سال و 5ماهگی موقع بالا و پایین رفتن از پله ها اصرار داره که خودم میرم و باید خودش بره ، وقتی هم که می خواد از جایی بپره یا کاری کنه که من احساس کنم نیاز به کمک داره می گه خودم می تونم ، خلاصه دخترم کلی مستقل شده .
حرف زدن زینب :
ناناز من هنوز بعضی کلمات رو درست ادا نمی کنه و این کاملا طبیعی و بامزه است . 31خرداد که رفته بودیم شهرستان عروسی پسرعموی بابایی دو تا کلمه رو یاد گرفت ، قبلا به شکلات می گفت شُلالی و به زنعمو می گفت نَنو ، توی این مسافرت یاد گرفت که این دو کلمه رو درست ادا کنه و من خوشحالم .
می تام = می خوام
می تورم = می خورم
تاطمه = فاطمه
او اولی = قوقولی
دلاس = دستمال
لِلاس = لباس
تیف = کیف
دَتانی = دمپایی
نینب = زینب " البته ناناز من زنبور و زیره و .... همه ی (زها) رو درست ادا می کنه که با تمرین بابایی حدود چند هفته پیش یاد گرفت که بگه زینب و ما هم کلی ذوق کردیم .
بازیهای کودکانه :
ناناز من وقتی شال سرش می کنه که مثلا چادرشه و عروسکش رو بغل می کنه که مثلا نی نی شه و می آید خونه ی من مهمونی که مثلا دوستشم و صدا می کنه : دوستم سلام و دست می ده و روبوسی می کنه و می شینه و می گه خوب چه خبرا و اگه من پیش دستی کنم و این سوال رو بپرسم می گه : سلامتی و می شینه و تمام دیالوگهای منو که برای باباش تعریف می کنم بهم پس می ده . " این بچه نمی زاره من اذا (غذا) درست بتونم (بکنم)"


یادم نره ، یادت نره
