زينب جونزينب جون، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 15 روز سن داره

دختر نازم

یادم نره ، یادت نره

1393/5/24 11:54
نویسنده : مامان زینب
235 بازدید
اشتراک گذاری

دخترم مستقل شده :

زینب توی 2سال و 5ماهگی  موقع بالا و پایین رفتن از پله ها اصرار داره که خودم میرم و باید خودش بره ، وقتی هم که می خواد از جایی بپره یا کاری کنه که من احساس کنم نیاز به کمک داره می گه خودم می تونم ، خلاصه دخترم کلی مستقل شده .

حرف زدن زینب :

ناناز من هنوز بعضی کلمات رو درست ادا نمی کنه و این کاملا طبیعی و بامزه است . 31خرداد که رفته بودیم شهرستان عروسی پسرعموی بابایی دو تا کلمه رو یاد گرفت ، قبلا به شکلات می گفت شُلالی و به زنعمو می گفت نَنو ، توی این مسافرت یاد گرفت که این دو کلمه رو درست ادا کنه و من خوشحالم .

می تام = می خوام

می تورم = می خورم

تاطمه = فاطمه

او اولی = قوقولی

دلاس = دستمال

لِلاس = لباس

تیف = کیف

دَتانی = دمپایی

نینب = زینب " البته ناناز من زنبور و زیره و .... همه ی (زها) رو درست ادا می کنه که با تمرین بابایی حدود چند هفته پیش یاد گرفت که بگه زینب و ما هم کلی ذوق کردیم .

 بازیهای کودکانه :

ناناز من وقتی شال سرش می کنه که مثلا چادرشه و عروسکش رو بغل می کنه که مثلا نی نی شه و می آید خونه ی من مهمونی که مثلا دوستشم و صدا می کنه : دوستم سلام و دست می ده و روبوسی می کنه و می شینه و می گه خوب چه خبرا و اگه من پیش دستی کنم و این سوال رو بپرسم می گه : سلامتی و می شینه و تمام دیالوگهای منو که برای باباش تعریف می کنم بهم پس می ده . " این بچه نمی زاره من اذا (غذا) درست بتونم (بکنم)"

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دختر نازم می باشد